محمد الريشهري
53
دانشنامه احاديث پزشكى (فارسى)
1 / 5 شفا از خداوند است قرآن « چون بيمار شوم ، او ( خداوند ) شفايم مىدهد » حديث 22 . الطبّ النبوى : ابراهيم خليل عليه السلام گفت : پروردگارا ! درد از كيست ؟ [ خداوند ] فرمود : « از من » . پرسيد : پس درمان از كيست ؟ فرمود : « از من » . پرسيد : پس طبيب چه كاره است ؟ فرمود : « مردى است كه دارو به دست او فرستاده شده است » . 23 . امام صادق عليه السلام : در گذشته ، پزشك ، « معالج » ناميده مىشد . در آن روزگاران ، موسى بن عمران عليه السلام پرسيد : پروردگارا ! درد از كيست ؟ فرمود : « از من » . پرسيد : پس درمان از كيست ؟ فرمود : « از من » . پرسيد : پس مردم با معالج چه مىكنند ؟ فرمود : « او به اين كار ، دل آنان را خوش و خرسند مىسازد . پس از همين روى ، او را طبيب « 1 » نام نهادند » .
--> ( 1 ) متن عربى منتخب مؤلف ، چنين است « يطيب بذلك أنفسهم فسمّى الطبيب لذلك » . مؤلّف در پاورقى با نظر به اين عبارت ، به نقل از علّامه مجلسى چنين آورده است : مقصود آن نيست كه واژه طبيب از ريشه « طيب » مشتق شده است ؛ چرا كه يكى از اين دو واژه ، يعنى واژه طبيب ، از ريشه مضاعف و ديگرى از ريشه معتلّ است ؛ بلكه مقصود آن است كه ناموَر شدن طبيب به اين نام ، نه به دليل درمان بيمارىهاى جسم است ، بلكه بدان علّت است كه دل را از انديشه و اندوه ، درمان مىكند و خوش و خرسند مىسازد . در برخى نسخهها هم به جاى « يطيّب » ، « يطبّب » آمده است . ريشه « طبّ » به معناى وفق و مدارا در كار و لطف ورزيدن است و طبيب را از آن روى طبيب ناميدهاند كه با مدارا و با تدبير لطيف خود ، اندوه را از دل مىگيرد ؛ امّا شفاى بدن به طبيب تعلّق ندارد ( بحارالأنوار ، ج 62 ، ص 62 ، با تغييرى اندك . همچنين ، ر . ك : مرآة العقول ، ج 25 ، ص 199 ) .